تبليغاتX
این وبلاگ حقیقت دارد یا نه؟

این وبلاگ حقیقت دارد یا نه؟

" پست ثابت "

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 17:5  توسط اینسه  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 17:14  توسط اینسه  | 

دستگيري بيژن مرتضوي در فرودگاه امام

يك خواننده لس آنجلسي عصر جمعه هنگام ورود به تهران در فرودگاه امام خميني(ره) دستگير شد.

به گزارش "حدا نيوز"،اين خواننده كه بيژن مرتضوي نام دارد هنگام ورود به فرودگاه امام خميني (ره) توسط مامورين حفاظت فرودگاه دستگير شد.

در حال حاضر اطلاعات بيشتري از نحوه و علت دستگيري وي در دست نيست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 14:8  توسط اینسه  | 

پزشك جوان به خاطر سوءظن، همسر صيغه يي خود را كشت

يك پزشك دو ماه پس از قتل همسر صيغه يي خود بازداشت شد و ادعا كرد به دليل سوءظن به اين زن او را كشته است.

به گزارش خبرنگار ما شامگاه 21 شهريورماه هنگامي كه ماموران كلانتري كوي نصر در حال گشت زني در محدوده استحفاظي خود بودند چشم شان به پرايد سفيدرنگي افتاد كه به طرز مشكوكي كنار خيابان پارك شده بود و يك پتو در صندلي عقب آن قرار داشت. ماموران بعد از گشودن در خودرو و كنار زدن پتو خود را در برابر جنازه يك زن ديدند و اين خبر را با بي سيم به افسر نگهبان اطلاع دادند. در همان حال كه ماموران كلانتري تلاش داشتند صحنه جرم را حفظ و از نزديك شدن رهگذران به پرايد جلوگيري كنند، محمدحسين شهرياري - بازپرس ويژه قتل - در راس تيمي از متخصصان و كارآگاهان در كوي نصر حضور يافت و به ثبت مشاهدات خود پرداخت. ظواهر جنازه نشان مي داد حداقل 48 ساعت از مرگ او مي گذرد و قاتل يا قاتلان وي را در محلي مسقف خفه كرده و سپس جسدش را به خيابان آورده اند. بنابراين قطعاً عامل يا عاملان جنايت از پيش زن جوان را مي شناختند. بعد از آنكه جنازه به پزشكي قانوني انتقال يافت كارآگاهان به مرور پرونده زنان ناپديد شده پرداختند و فهميدند مقتول زني 35 ساله به نام مريم است كه سه روز قبل مفقود شدن او از سوي خانواده اش به پليس اعلام شده بود. از سويي با رديابي مشخصات پرايد معلوم شد ثبت اين اتومبيل به نام مرد جواني است كه ظاهراً هيچ نسبتي با قرباني ندارد. از آنجا كه مريم يك زن مطلقه بود و به خاطر فرزندش مرتب به خانه شوهر سابق خود رفت و آمد داشت، بازپرس شهرياري با طرح دو فرضيه به صورت همزمان دستور جلب همسر مريم و صاحب پرايد را صادر كرد. شوهر سابق مقتول در بازجويي ها اتهام قتل را مصرانه تكذيب كرد. صاحب پرايد نيز همان جملات مظنون اول را به زبان آورد و گفت؛ «من پرايد را به صورت قسطي به مقتول فروختم، اما هنوز مراحل واگذاري سند انجام نشده بود.»

از آنجا كه هيچ مدركي عليه دو مظنون وجود نداشت بازپرس پرونده ادامه بازداشت آنها را به لحاظ قانوني غيرموجه دانست و از افسران اداره 10 پليس آگاهي خواست اين بار از طريق فهرست مكالمات تلفني مريم روي روابط آشكار و پنهان او متمركز شوند. تماس هاي مكرر مريم و مردي به نام مجيد ظن كارآگاهان را برانگيخت اما معلوم نبود اين فرد كيست و چه رابطه يي با قرباني داشته است.سوالات متعددي كه در ذهن پليس شكل گرفته بود كارآگاهان را بر آن داشت به جست وجوي مجيد بپردازند. آنان سرانجام جمعه گذشته اين مرد را در محل سكونتش در خيابان دهكده بازداشت كردند. متهم 34 ساله كه يك پزشك است هنگامي كه دستبند را به دستان خود ديد كوشش كرد خودش را بي اطلاع از قتل نشان دهد اما جملاتي را كه به عنوان پاسخ ابهامات انتخاب كرد ،قانع كننده نبود و بالاخره در يك بن بست، كشتن مريم را گردن گرفت. مجيد صبح ديروز به شعبه هفتم دادسراي جنايي منتقل شد و در برابر بازپرس شهرياري به تشريح جزئيات قتل پرداخت. او گفت؛ دو سال پيش با مريم آشنا شدم و بعد از مدتي دوستي، از آنجا كه به او دل بسته بودم با وي به صورت موقت عقد كردم ولي بعد از مدتي فهميدم اين زن مشكلات اخلاقي دارد. او دو خط تلفن همراه داشت و هميشه با افرادي ناشناس به صورت مشكوك صحبت مي كرد. شك من نسبت به مريم روز به روز قوي تر و بيشتر شد تا اينكه بالاخره شب حادثه او را براي شام به خانه ام دعوت و در فرصتي مناسب خفه كردم و سپس جسد را پتوپيچ داخل پرايد گذاشتم و به كوي نصر بردم.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 13:35  توسط اینسه  | 

مرد 40 ساله همسر 17 ساله اش را به علت حمام نكردن كشت

 مردي كه متهم است همسر نوجوانش را به بهانه واهي به قتل رسانده است در دادگاه كيفري استان فارس محاكمه مي شود.به گزارش خبرنگار ما اواخر سال گذشته ماموران پليس شيراز مطلع شدند زني به نام تهمينه در خانه اش جان باخته است. آنها بلافاصله به خانه اين زن رفتند و در بررسي هاي اوليه متوجه شدند تهمينه 17 سال بيشتر ندارد و او زماني كه 15 ساله بوده به عقد مرد 40 ساله يي به نام مراد درآمده است. پليس براي جمع آوري اطلاعات بيشتر و رسيدن به واقعيت مراد را تحت بازجويي قرار داد، اما اين مرد گفت از علت مرگ همسرش هيچ اطلاعي ندارد و او به طور ناگهاني جان باخته است.اظهارات اين مرد در حالي بود كه پزشكي قانوني به محض بررسي جسد اعلام كرد، تهمينه ساعاتي پيش از مرگش به شدت كتك خورده و كبودي ها و تورم در نقاط مختلف بدنش حكايت از شكنجه دردناك اين زن دارد.بنابراين از آنجا كه مراد تنها فردي بود كه در واپسين ساعات زندگي تهمينه كنار همسرش حضور داشت وي به دستور بازپرس پرونده بازداشت و وقتي متوجه شد، مدارك محكمه پسندي عليه وي وجود دارد لب به اعتراف گشود. اين مرد در اعترافات خود گفت؛ شب قبل از مرگ تهمينه قرار بود مهمان به خانه مان بيايد. همسرم از صبح داشت كارهاي خانه را انجام مي داد، من هم قرار شد وظيفه خريد را بر عهده بگيرم. به تهمينه گفتم تا زماني كه از خريد برمي گردم حمام كن چون ممكن است، مهمانان سر برسند. چند ساعتي گذشت و زماني كه برگشتم متوجه شدم تهمينه حمام نكرده است. از اين رفتارش خيلي ناراحت شدم. او بايد به حرفم گوش مي كرد. تهمينه مي دانست وقتي به حرفم گوش نمي دهد ناراحت مي شوم با اين حال بي توجهي كرده بود.مراد ادامه داد؛ من براي اينكه همسرم را تنبيه كنم، شلنگي برداشتم و تهمينه را براي مدت طولاني كتك زدم. او گريه مي كرد. وقتي خسته شدم شلنگ را به گوشه يي انداختم و خوابيدم. تهمينه هم خواب بود. صبح كه بيدار شدم فهميدم نفس نمي كشد و بدنش سرد شده است.اظهارات اين مرد و ساير مدارك موجود در پرونده منجر به صدور كيفرخواست عليه او شد و شعبه دو دادگاه كيفري استان فارس رسيدگي به اين پرونده را آغاز كرد. در جلسه اول محاكمه پس از قرائت كيفرخواست توسط نماينده دادستان مادر تهمينه در برابر قضات قرار گرفت. اين زن گفت؛ ما خانواده فقيري هستيم و به سختي مي توانيم زندگي مان را اداره كنيم. دو سال پيش وقتي مراد به خواستگاري تهمينه آمد به ازدواج آنها رضايت داديم چون نمي توانستيم هزينه هاي زندگي مان را تامين كنيم و در واقع هيچ راه ديگري برايمان وجود نداشت. تهمينه بعد از ازدواج چندباري از رفتار شوهرش گله كرد. من هر بار به دخترم مي گفتم مراد شوهر اوست و بايد تحمل كند.وي ادامه داد؛ مراد پيش از ازدواج با تهمينه دو بار ازدواج كرده بود كه در هر دو بار همسرانش از او جدا شده و رفته بودند. زماني كه قرار شد تهمينه به عقد اين مرد درآيد من فكر نمي كردم او تا اين حد عصبي و خشن باشد. حالا هم كه دختر جوان مرا به قتل رسانده بايد قصاص شود.بعد از مادر تهمينه متهم در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ من همسرم را نكشتم. روز حادثه به خاطر اينكه حمام نكرده بود او را با شلنگ كتك زدم. من نه قصدي در قتل او داشتم و نه كاري كردم كه منجر به مرگ همسرم شود.با توجه به اظهارات اين مرد هيات قضات از پزشكي قانوني خواستند علت دقيق مرگ تهمينه 17 ساله را مشخص كند. هيات پزشكي سازمان پزشكي قانوني بعد از انجام بررسي هاي تخصصي اعلام كرد علت مرگ زن نوجوان سكته قلبي بوده و البته ضرباتي كه با شلنگ بر بدن وي وارد شده در مرگ او موثر بوده است.با توجه به اين نظريه، مراد يك بار ديگر در شعبه دو دادگاه كيفري استان فارس مورد محاكمه قرار خواهد گرفت
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 16:29  توسط اینسه  | 

زندگينامه اوباما، رئيس جمهور جديد آمريكا

اوباما اولين آمريكايي-آفريقايي است كه از سوي يك حزب سياسي مهم آمريكا به عنوان نامزد رياست جمهوري انتخاب مي‌شود.
وي در هانالولو هاوايي از پدري با نام باراك حسين اوباما اهل كنيا و مادري با نام «آن دونهام»، آمريكايي سفيدپوست اهل كانزاس به دنيا آمد.
پدر و مادر اوباما هنگامي كه در دانشگاه هاوايي در مانوئا درس مي‌خواندند با هم آشنا شدند اما بعد از دو سال از يكديگر طلاق گرفتند و پدر اوباما به كنيا بازگشت و پيش از مرگش در سال 1982 در حادثه رانندگي تنها يك بار ديگر پسرش را ديد.
دونهام پس از طلاق با «لئو سوئتورو» ازدواج كرد و خانواده در سال 1967 به اندونزي رفت.
اوباما پس از آن به هانالولو بازگشت و با پدربزرگ و مادربزرگ مادريش زندگي كرد و در سال 1979 از دبيرستان فارغ‌التحصيل شد.
اوباما اعتراف كرده كه به عنوان يك بزرگسال در دوران دبيرستان از ماريجوآنا، كوكائين و الكل استفاده كرده است.
اوباما پس از دوران دبيرستان به لس‌آنجلس رفت و به مدت دو سال در كالج «اوكسيدنتال» درس خواند و سپس به دانشگاه كلمبيا در شهر نيويورك رفت و در رشته علوم سياسي گرايش روابط بين‌الملل به مطالعه پرداخت.
اوباما ليسانس خود را از دانشگاه كلمبيا در سال 1983 گرفت.
پس از صرف چهار سال در شهر نيويورك، اوباما به شيكاگو رفت و به عنوان مدير پروژه جوامع در حال توسعه استخدام شد.
اوباما در ژوئن 1989 با همسرش «ميشله رابينسون» آشنا شد و در سوم اكتبر 1992 با وي ازدواج كرد. «ماليا آن»، اولين دختر اين زوج در سال 1998 به دنيا آمد و دومين دختر با نام «ناتاشا»در سال 2001 متولد شد.
اوباما همچنين فارغ‌التحصيل دانشگاه قضايي هاروارد است و به عنوان وكيل حقوق مدني پيش از انتخاب به عنوان سناتور ايالت ايلينويز در سال 1997 خدمت كرد.
وي از سال 1997 تا 2004 در دانشگاه شيكاگو مدرس قانون اساسي آمريكا بود و پس از حضور ناموفقش در انتخابات مجلس نمايندگان آمريكا در سال 2000، در سال 2003 وارد مبارزات انتخاباتي سناي آمريكا شد و پس از پيروزي اوليه در مارس 2004 سخنراني را ارائه داد و در نوامبر 2004 با 70 درصد آرا از ايالت ايلينويز به سناي آمريكا راه يافت.
وي به عنوان عضو اقليت دموكرات در صد و نهمين كنگره آمريكا به تصويب قانون كنترل تسليحات متعارف و استفاده از بودجه‌هاي دولتي كمك كرد.
اوباما همچنين سفرهاي رسمي را به اروپاي شرقي، خاورميانه و آفريقا در صد و دهمين كنگره آمريكا داشت و در تصويب قوانيني درباره تقلب انتخاباتي، تغيير آب و هوا، تروريسم هسته‌اي ‌و مراقبت از پرسنل بازگشته ارتش آمريكا نقش داشت.
وي نامزدي خود در انتخابات رياست جمهوري را در فوريه 2007 اعلام كرد و در سال 2008 با پشت سر گذاشتن رقيب سرسخت خود «هيلاري كلينتون» به عنوان نامزد دموكراتها انتخاب شد و «جوزف بايدن»، سناتور اهل ايالت «دلاور» را به عنوان معاون خود برگزيد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 7:41  توسط اینسه  | 

نمایش نوجوان عراقی مقابل.............


+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 13:44  توسط اینسه  | 

sms های عاشقانه جدی

هنوز در به در کوچه هاي خاطره ام / هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام /هنوز مثل نخستين نگاه عاشق تو / در انحصار غم عشق در محاصره ام

صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش

کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش ولی آهسته می گویم خدایا بی اثر دارش

گریه هامو تو ندیدی
هر چی گفتم نشنیدی
من کدوم عهد رو شکستم
که تو اس ام اس نمی دی ؟!

بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

شبی پرسیدمش با بیقراری به غیر از من کسی را دوست داری به چشمش اشک شد

از شرم ساری میان گریه هایش گفت آری

چرا رو نقاشی ها بی خودی سایه می زنی
این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی
اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو
چرا با حرفات و نگات بهم کنایه می زنی

عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه

یل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم
میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم
نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم
در همان حالت که میمیرم دعایت می کنم

سلام. این چه اخلاق بدیه که تو داری؟ چرا هر چی از آدم می گیری دیگه پس نمی دی؟
نمی گی من دلمو لازم دارم؟

اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ،قلب کوچیک من.

ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم.. آب جواب داد اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني...

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد.

هيچ كس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند، اما همه مي توانند از همين حالا شروع كنند و پايان تازه اي بسازند

ديشب فرشته اي فرستادم تااز تو مواضبت كنداماوقتي رسيد توخواب بودي زود برگشت وگفت هيچ فرشته اي نمي تواند مواظب فرشته اي ديگر باشد

احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك كن.حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز.

قفل ها كه بي كليد شدن. چشم ها به در سفيد شدن . چه امتحان خوبيه . دوريت عجب غروببيه

مهم نیست قشنگ باشی ،قشنگ اینه كه مهم باشی حتی برای یك نفر........

واسه ما جشن تولدت يك بهونه بود هميشه . كه رو هديه بنويسي دلم از تو دور نيمشه

بازي روزگار را نمي فهمم ! من تو را دوست دارم تو ديگري را....ديگري مرا ...وهمه ي ما تنهاييم.

تنها ارزوم همينه. تا يادم نرفته راستي كاش يك روز بهم بگي من همونم كه ميخواستي

معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو

يكم برس باز به خودت ميخوام بيام تولدت . اون وقتا اينجوري نبوذ راهت به اين دوري نبود

اولا مهربون ترن اونا كه همسفرند . اشك منم كه جاريه نگه دار يادگاريه

I have 3 friends!
SUN,MOON,YOU!
I want:
SUN for days,
MOON for nights,
BUT
YOU for always!

تو باغ ها گل سرخي تو آسمون ستاره
جايي رو سراغ ندارم كه نشون از تو نداره

فرشته ها وجود دارند اما چون بعضی وقتها بال ندارن ما بهشون میگیم دوست!

کاش گل بودی تا به تلافی همه ی بدیهایت تو را پرپر میکردم

با خود عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم بگوویم از تو دلگیرم ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 13:21  توسط اینسه  |